"دلم یک عالمه بی خیالی می خواهد...
خسته ام...
ذهنم آشفته است...
می خواهد پرواز کند...
تا به مرز نیستی...
تا آنجا که بی نیاز شود از خواستن و خواسته شدن..." از یک ناشناس
'خوابهای پریشان یک پیشگو. دست نوشته های یک پیشگوی تنها که روزگاری به نبرد سرنوشت خود رفته بود و اینک با کوله باری از تجربه های تلخ و شیرین از این نبرد بازگشته است و لیک خوب می داند که نبرد با سرنوشت را پایانی نیست.'
پیشگو, وبلاگ, خاطرات, دست نوشته ها, دل نوشته, سرنوشت, جنگ های زندگی, روزنوشت های پیشگو, پسرک پیشگو, تنهایی, وبلاگستان, diviner, persian diviner, Persian Diivner, Diviner'
وبلاگ پیشگو
یه تولد دیگه
-
یه سال دیگه گذشت
به همین زودی. ولی چقدر ماجرا داشتم امسال
اول سال رو خوب شروع نکردم. یه ضربه مهلک. چیزی که منو به شدت به هم ریخت. از
خودم و همه متنفر بود...
سکانس دوم عشق
-
و چشمانت رازِ آتش است.
و عشقت پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد.
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هز...
(بدون عنوان)
-
بروز آشفتگی در هیچ خانهیی ناگهانی نیست، بین شکاف چوبها، تای ملافهها، درز
دریچهها و چین پردهها غبار نرمی مینشیند، به انتظار بادی که از دری گشوده
به ...
از که نالم
-
همه میدونیم که تو این شرایط تحریمی خرید کردن و گشایش LC برای شرکت های خارجی
تقریبا غیرممکنه (غیر از چینی ها) اما خنده دار اینجاست که تو این گیرودار
بانک ...
دانه کوچک
-
دانه كوچك بود و كسی او را نمیدید. سالهای سال گذشته بود و او هنوز
همان دانه كوچك بود.دانه دلش میخواست به چشم بیاید اما نمیدانست
چگونه. گ...
می خوام برم
-
تا حالا شده به این موضوع که برید و برای خودتون مستقل زندگی کنید فکر کرده
باشید یا دلتون بخواد این کارو انجام بدید؟
من باز این روزا برای بار شاید دهم دلم...
مدرسه!!!…
-
به نام خدا سلاااام….خوبید؟؟؟ سر کلاس نشستن بعد از ۳ سال اول برام سخت بود
اونم با بچه های جدید که نمی شناختمشون… اما الان دیگه عادت کردم فقط به قول
بچه ها م...
3 نظرات:
چه عكس زيبايي....
مهتاب هستم...بالاخره شد اينجا نظر بدم!...
ياده يك شعر افتادم..نبسته ام به كس دل....نبسته كس به من دل...چو تخته پاره اي...رها رها ..رها..من!!!
سال نوتون مبارك...سال خوبي داشته باشيد!هميشه بهاري باشيد..بي خيال دنيا...ميگذره..
چقدر دل اين ناشناس گرفته
كاملا دركش مي كنم
ارسال يک نظر