Friday، April 02، 2010

مرز نیستی

"دلم یک عالمه بی خیالی می خواهد...
خسته ام...
ذهنم آشفته است...
می خواهد پرواز کند...
تا به مرز نیستی...
تا آنجا که بی نیاز شود از خواستن و خواسته شدن..."
از یک ناشناس


3 نظرات:

ناشناس گفت...

چه عكس زيبايي....

ناشناس گفت...

مهتاب هستم...بالاخره شد اينجا نظر بدم!...
ياده يك شعر افتادم..نبسته ام به كس دل....نبسته كس به من دل...چو تخته پاره اي...رها رها ..رها..من!!!

سال نوتون مبارك...سال خوبي داشته باشيد!هميشه بهاري باشيد..بي خيال دنيا...ميگذره..

نازمهر گفت...

چقدر دل اين ناشناس گرفته
كاملا دركش مي كنم

خواب های پریشان یک پیشگو

دفترچه خاطرات یک پیشگو

پاییز نامه های یک پیشگو

'خوابهای پریشان یک پیشگو. دست نوشته های یک پیشگوی تنها که روزگاری به نبرد سرنوشت خود رفته بود و اینک با کوله باری از تجربه های تلخ و شیرین از این نبرد بازگشته است و لیک خوب می داند که نبرد با سرنوشت را پایانی نیست.' پیشگو, وبلاگ, خاطرات, دست نوشته ها, دل نوشته, سرنوشت, جنگ های زندگی, روزنوشت های پیشگو, پسرک پیشگو, تنهایی, وبلاگستان, diviner, persian diviner, Persian Diivner, Diviner' وبلاگ پیشگو